کمبودهای تغذیه ای در بیماری های التهابی روده

اطلاعات درمان تغذیه ای در بیماران مبتلا به بیماری های التهابی روده (IBD)معمولا تا حدی برای افراد گیج کننده است.نگرانی های تغذیه ای این افراد بسیار شایع و بجا است. زیرا بسیاری از افراد با توصیه هایی برای حذف کامل برخی گروه های غذایی روبرو می شوند و بسیاری دیگربه علت ظهور علائم وسیع گوارشی بر این باوراند که بیماری آنها ناشی از غذاست و می تواند با آن درمان شود. در مورد اول باید گفت به طور کلی تنها در صورتی نیاز به حذف یک گروه یا ماده غذایی وجود دارد که آن ماده، به طور خاص باعث افزایش علائم بیماری در فرد شود. اما بهتر است تا حد ممکن غذاهای کمتری را از برنامه غذایی حذف کرد تا تعادل رژیم غذایی به هم نخورد و عملکرد دستگاه گوارش و سلامت کلی فرد تحت تاثیر قرار نگیرد. در مورد دوم نیز متاسفانه این دیدگاه با ساده نگری زیادی همراه است، و توسط اطلاعات علمی و بالینی تائید نشده است. البته برنامه غذایی قطعا می تواند بسیاری از علائم بیماری را تحت تاثیر قرار دهد و همچنین می تواند در فرایندهای التهابی زمینه ای نقش داشته باشد، اما در درمان بیماری نقش عمده ای ندارد؛ زیرا این بیماری ها در حال حاضر اساسا دارای درمان قطعی نمی باشند. در این جا به بررسی برخی از جنبه های مرتبط با تغذیه در این بیماری پرداخته می شود.

 


بیماران مبتلا به IBD،به ویژه افراد مبتلا به کرون که روده باریک آنها تحت تاثیر قرار می گیرد، به دلایل متعددی در معرض سوتغذیه قرار دارند. کاهش اشتها در اثر تهوع ، دردهای شکمی یا تغییر حس چشایی ، می تواند منجر به دریافت ناکافی انرژی و موادمغذی شود. همچنین بطور کلی بیماری های مزمن می توانند در طولانی مدت منجر به افزایش نیاز انرژی به ویژه در دوران های عود بیماری شود. به علاوه این بیماری ها به علت درگیر کردن مستقیم دستگاه گوارش، اغلب با هضم نامناسب و سوجذب مواد مغذی از پروتئین و چربی ها گرفته تا انواع مواد مغذی و ویتامین ها همراه هستند. بنابراین میزان زیادی از غذایی که فرد می خورد در واقع به مصرف بدن نمی رسد. در صورتیکه بیماری روده بزرگ را درگیر کرده باشد، جذب مواد به طور طبیعی انجام می شود، اما در صورت درگیر بودن روده باریک جذب مواد به میزان کافی صورت نمی گیرد. در واقع 40% بیماران مبتلا به کرون جذب گوارشی مناسبی ندارند. جذب نامناسب چربی ها و به دنبال آن ویتامین های محلول در چربی، از دیگر مشکلات این افراد است که یک سوم آنها را درگیر می کند. به طور کلی میزان سوجذب بستگی به وسعت و مکان بیماری دارد.

سوتغذیه در این بیماران با کاهش اثربخشی درمان ها همراه است. این امر به ویژه در زنان دچار کاهش وزن ، با اثر بر سطوح هورمون ها ، منجر به بی نظمی در قاعدگی و حتی توقف آن می شود. در صورتیکه آغاز بیماری در نوجوانی و پیش از بلوغ کامل فرد باشد، وضعیت تغذیه ای نامناسب می تواند رشد فرد را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

با توجه به این موارد این سوال پیش می آید که آیا بیماران نیاز به دریافت مکمل های مواد مغذی دارند یا خیر. پاسخ این سوال نیز همان طور که گفته شد به شرایط بیماری و شدت آن بستگی دارد. به عنوان مثال درگیری قسمت انتهایی روده باریک (ایلئوم) و یا برداشتن روده باریک با جراحی می تواند نیاز به ویتامین B12را افزایش داده و تزریق ماهانه آن نیاز باشد. کمبود فولیک اسید نیز در افرادی که داروی سولفاسالازین مصرف می کنند بسیار شایع و نیاز به مکمل آن وجود دارد. کمبود کلسیم به تنهایی و یا همراه با ویتامین Dنیز از کمبودهای شایع در این بیماران است. علاوه بر ویتامین D، کمبود سایر ویتامین های محلول در چربی نیز به علت کاهش کارایی جذب روده و عوارض مصرف داروها رخ می دهد. همچنین در صورتیکه بیمار دچار خونریزی باشد، بروز آنمی محتمل است. برخی داروهای تجویز شده نیز باعث کمبود آهن می شوند. ابتلا به اسهال و استفراغ نیز می تواند باعث کمبود پتاسیم و منیزیم شود. کمبود مایعات و بروز دهیدراتاسیون نیز در این وضعیت ممکن است. کمبودهای ذکر شده با توجه به ماهیت مزمن بیماری باید به دقت مورد بررسی قرار گیرند و البته مصرف مکمل در تمام این موقعیت ها باید با صلاحدید متخصص مربوطه تعیین شود؛ اما بطور کلی در بیماران با IBDمزمن مصرف روزانه مولتی ویتامین – مینرال در دوزهای نرمال بلامانع است.

 

درباره نویسنده

پاسخ