تغذیه و افسردگی

تغذیه و افسردگی

تغذیه و افسردگی : عملکردهای بدن انسان صرف نظر از اینکه ما واقعا چقدر از آن مراقبت می کنیم ، به طور شگفت انگیزی به دقت کار می کنند. مکانسیم های تنظیمی متفاوتی در بدن وجود دارد ، که به عنوان مثال اسیدیته معده و سایر مایعات بدن را کنترل می کنند، در تنظیم فشار خون نقش دارند و یا میزان گلوکزی را که اجازه ورود به خون را دارد، تنظیم می کنند.

هنگامیکه این مکانیسم ها به هر دلیلی مانند افزایش سن، بیماری، آسیب، یا رژیم غذایی و سایر فاکتورهای مرتبط با سبک زندگی دچار اختلال در عملکردشان می شوند، تظاهرات آنها به شکل فشار خون بالا، دیابت و غیره بروز می کند.

اهمیت تغذیه و افسردگی

در حالیکه بسیاری از مردم ارتباط بین تغذیه و یک بیماری جسمی را درک می کنند، افراد بسیار کمتری از ارتباط بین تغذیه و اختلالات روانی مانند افسردگی آگاه اند.

افسردگی که یک اختلال تحلیل برنده و نسبتا شایع است ،معمولا به عنوان اختلال شدید عاطفی یا بیوشیمیایی تصور می شود؛ اگر چه تغذیه می تواند نقش کلیدی در هر دو شروع،و شدتو دوره افسردگی شامل نوسانات روزانه خلق داشته باشد.

بسیاری از الگوهای غذایی که باعث ایجاد افسردگی می شوند، مشابه الگوهای غذایی هستند که طی افسردگی بروز می کنند. این الگوها می توانند شامل حذف وعده های غذایی، اشتهای کم، و تمایل به مصرف شیرینی جات باشند.

در زمان افسردگی برخی افراد بیشتر و برخی کمتر از زمان نرمال غذا می خورند. در هر دو صورت مساله مهم تر این است که افراد دچار افسردگی سلامت غذا را در اولویت قرار نمی دهد. فست فود ها و غذاهای آماده در این شرایط برای افراد خوشایندتر هستند.

 افرادیکه از رژیم های بسیار کم کربوهیدرات پیروی می کنند نیز در معرض احساس افسردگی هستند؛ زیرا مواد شیمیایی موجود در مغز که احساس شادابی و سلامت را افزایش می دهند ، یعنی تریپتوفان و سروتونین، با مصرف غذاهای غنی از کربوهیدرات افزایش می یابند.

تغذیه و افسردگی

چگونگی اثرات دقیق کربوهیدرات ها بر خلق و افسردگی بطور دقیق مشخص نیست و برخی افراد حساسیت بیشتری نسبت به میزان و کیفیت کربوهیدرات ها نشان می دهند. البته راهنماهای عمومی موجود به طور کلی نشان دهنده اولویت کربوهیدرات های پیچیده در مقایسه با انواع تصفیه شده هستند.

کربوهیدرات های تصفیه شده ، در درجه اول شکر و غذاهای حاوی آن، اثرات سریع اما موقتی در این زمینه دارند. با از بین رفتن سریع این اثرات ، فرد به دنبال مصرف غذاهای دیگر برای بهبود خلق و میزان انرژی خواهد بود.

تاثیر تغذیه و افسردگی

کربوهیدرات های پیچیده مانند غلات کامل ، غلات صبحانه ، نان ها ، پاستا و میوه ها وسبزیجات می توانند اثرات ملایم تر اما با ماندگاری بیشتری بر مواد شیمیایی موجود در مغز ، خلق و سطح انرژی داشته باشند.

افسردگی همچنین با کمبود برخی ویتامین های خاص مانند ویتامین های گروه B، که در عملکرد سیستم عصبی نقش دارند در ارتباط است. به عنوان مثال دریافت پایین ویتامین B6حتی پیش از بروز کمبود بارز، می تواند با اثر بر تولید سروتونین در مغز باعث تغییر در خلق شود.

مطالعات نشان داده اند افراد دچار افسردگی دارای سطوح پایینی از ویتامین B6و سروتونین هستند.

بسیاری از داروها مانند داروهای هورمون درمانی، ضد بارداری های خوراکی و ضد سل می توانند با استفاده مناسب بدن از B6و ذخایر آنها تداخل داشته و یک کمبود حاشیه ای ایجاد کنند.

سایر ویتامین های گروه Bنیز می توانند در سلامت ذهن مشارکت داشته باشند. کمبود اسیدفولیک می تواند باعث تغییر در شخصیت و افسردگی شود. ویتامین B12حتی در کمبودهای متوسط می تواند منجر به افسردگی و اختلالات حافظه شود.

با استفاده از منابع غنی این ویتامین ها و توجه به تامین کافی آنها به ویژه با افزایش سن می توان از این اختلالات پیشگیری کرد.

علاوه بر ویتامین ها مواد معدنی مانند کلسیم، آهن، منیزیم، سلنیم و روی نیز می توانند در پیشرفت یا پیشگیری از افسردگی ، تحریک پذیری و نوسانات خلق نقش داشته باشند.

همچنین به دلیل فراوانی اسیدهای چرب امگا-3 در مغز برخی محققین پیشنهاد می کنند این چربی ها می توانند بر افسردگی موثر باشند. این ترکیبات در تنظیم غشا سلول ها ، سطوح سروتونین و دوپامین ، ارتباط بین سلول های مغزی و متابولیسم گلوکز مغز موثر هستند.

در آخر باید گفت تغذیه در ابعاد مختلف بر افسردگی موثر است و تامین مواد مغذی و غذاهای مورد نیاز بدن می تواند گامی برای مقابله با شرایط فوق باشد؛ و با تغذیه مناسب، متعادل و کافی، همه ما آمادگی بیشتری برای مقابله با چالش های روزانه پیش رو خواهیم داشت.

دکتر مهدی شادنوش

متخصص تغذیه بالینی و رژیم درمانی

درباره نویسنده

پاسخ